أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

397

تجارب الأمم ( فارسى )

پياده شدند و سپرهاى خود را نزديك هم گرفته ، به پيش مىخزيدند و با اشتلم [ 1 ] همه ياقوتيان پيش روى خود را به پس مىراندند . ابو الحسين احمد بن بويه نيز همراه با پيرامون سى تن ، يورش آورد ، ياقوت و همهء يارانش هنگام نيمه روز گريخته به شيراز پس نشستند . على بن بويه كه گمان كرد ، ياقوت ، براى فريب نه گريز ، به پس نشسته است ، در همانجا بماند و تا هنگام عصر در پى او نرفت ، و چون دانست كه دشمن گريخته است ، به سوى شيراز رفته ، در ديه « زرقان » شش فرسنگى شيراز فرود آمد ، بامداد شنبه نيز از آنجا به ديه « دينكان » آمد . او چنين مىانديشيد كه ياقوت از شيراز دفاع خواهد كرد ، زيرا سپاه او * ناجنگيده پس نشسته و دست نخورده مانده است . او در يك فرسنگى شيراز اردو زد و چون شنيد كه ياقوت و على بن خلف بن تناب از شيراز بيرون رفته‌اند و شهر بىنگهبان مانده است ، گروهى ديلمى و سپاهيان آميخته براى نگهبانى و سامان دادن به شهر فرستاد . سنيان [ 2 ] و گروهى پيادگان سياهپوست ، بردگان بومى [ 3 ] در بازار جلو ايشان را گرفتند . ديلميان نيز هفتاد تن از ايشان را كشتند ، چون گزارش به على بن بويه رسيد برادر خود ابو الحسين احمد را كه آن روز نوزده ساله و بىريش و دستهايش درست بود [ 4 ] با هشتاد مرد ديلمى به شهر گسيل داده ، نزديك يك هزار سياه پوست را كشتند و در شهر جار كشيدند كه سربازان دولت پيشين و ياران ياقوت بايد از شهر بيرون روند و هر گاه كسى ، پس از اين آگهى ، در آنجا يافت شود خون و دارائى او هدر خواهد بود . پس هيچكس از آنان در شهر نماند و

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : فاشتلموا و تقدموا . . . مشكويه از واژهء فارسى اشتلم زورگوئى فعل ماضى عربى از باب افتعال ساخته است . ما اين واژه را در خ 5 : 569 و خ 6 : 203 نيز مىبينيم چنان كه از « شيرازه » مشرز ساخته است ( 6 : 314 ) . ن . ك . خ 5 : 468 و 471 و 483 . [ ( 2 - ) ] M . متن : العامة بشيراز . . . مشكويه در برخى جاها عامه را بمعنى سنيان گرفته است و خودش در خ 6 : 415 گويد : العامة . . . و هم الفرقة المعروفة بالسنة . . . [ ( 3 - ) ] M ، متن : مماليك للتناء . . . [ ( 4 - ) ] M : به سال 324 خواهيم ديد كه در جنگ با على كلويه دست چپ و انگشتان دست راست خود را از دست مىدهد .